بازی

خدایا تویی در جهان رهنمای

زندگی ما آدما دقیقا مثل بازی شطرنجه.شطرنج زندگی.رفتار ما توزندگی همون حرکت مهره هاست.

حریفهای ما هم آدمهای دور و برمون هستند.هیچ وقت شطرنج را سرسری بازی نکن.

.یه ادم عاقل همیشه مهره هاشو درست حرکت می ده .توهر موقعیتی سنجیده تصمیم می گیره و هیچ مهره ای را بی هدف حرکت نمیده .وقتی زندگی یه همجنس را حریفت می کنه . بازی را خودت شروع کن و حریفت را کیش و مات کن.ولییادت باشه که باید منصفانه بازی کنی.اگه حریفت یه غیر همجنسه بذار اون بازی را شروع کنه. کیش و مات کردن

این حریف زیاد جالب نیست .با احتیاط بازی کن.سعی کن نتیجه را مساوی کنی.به نفع هردوتون.

اما...... اگه خواستی دل کسی را به دست بیاری .درست و رو قاعده بازی کن . نذار بفهمه ولی خودت را اروم بکش کنار . بذار اون ببره.

طوری بازی کن که وقتی ازسر شطرنج پاشدی و رفتی همه بگن افرین. قاعد ه بازی را بلد بود .....

 پا نوشت 

الان که بعد از هفت سال نوشته هامو مرور می کنم ، از راهی که برای رسوندن حرفم به تو ، توی نازنین پیدا کردم خنده ام می گیره . اینو برای تو نوشته بودم. برای تو عزیزم ، برای اینکه تو را به سمت خودم بکشونم اینو نوشتم ،خوب یادمه 

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
seagull

سلام. تشبيه قشنگی بود. من نه زندگی را درست بلدم، نه بازی شطرنجم خوب است. لابد این به خاطر آن است.

مهدی

خيلی قشنگ بود.فقط همينو ميتونم بگم

یه بنده خدای بی ستاره

خوب اگه کسی مثل من اینجور بازیها رو بلد نباشه چه خاکی باید بسرش بریزه ؟ نمیشه راحتتر باخت ؟ یه جوری که همه بدونن ادمم ناشی هستش ؟ چرا باید همه چیز رو زیر یه عاااااالمه بازی و پنهانکاری بذاریم ؟ نمیشه مثل بچگیهامون راحت باشیم؟ نمیشه راحت به یک انسان اون جمله جادویی رو گفت ؟ کسی که میدونی مثل خودته ؟ ولی نه حق داری اینروزا ادما بدن خیلی بد یه چیز دیگه هم هست زن در مقام معشوق است و مرد در مقام عاشق پس بازی قواعد داره و من بیسوات هم مجبورم قواعد رو یاد بگیرم ای امان از این بیسواتی الامان ): راستی شما کتابی معلمی چیزی سراغ نداری یکم بهم سوات یاد بده ؟

S.O.S

در ازل پرتو حسنت زتجلي دم زد عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد جلوه اي كرد رخت ديد ملك عشق نداشت عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد عقل ميخواست كز أن شعله چراغ افروزد برق غيرت بدرخشيد و جهان بر هم زد مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد ديگران قرعه قسمت همه بر عيش زدند دل غمديده ما بود كه هم بر غم زد جان علوي هوس چاه زنخدان تو داشت دست در حلقه آن زلف خم اند خم زد حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت كه قلم بر سر اسباب دل خرم زد

No One

trust I seek and I find in you every day for us something new open mind for a different view and nothing else matters never cared for what they do never cared for what they know but I know

يه بني بشر بيكار

چرا وبلاگت رو اپديت نميكني ؟ نميگي ادماي بيكاري هستن كه هر روز صبح قبل از اينكه سر رو سورتشون رو بشورن ميان تا ببينن شما چه افاضاتي فرمودي ؟ ): اقلا فكر خودت نيستي فكر اونا باش

نيلوفر

ايني كه گفتي هر ادمي توي يه دوره اززندگيش شروع به گفتن شعر مي كنه رو كاملاْ قبول دارم. منم توي يه دوره از زندگيم شعر مي گفتم...منتها فقط همون دوره بود.

چاي سبز

نميشه طوري بازي كرد كه هر دو ببريم؟

حاجی

هر کس با من شطرنج بازی کرده می دونه که چقدر سربازام برام با ارزشن... تو شطرنج زندگی هم همین طور باشه خیلی خوبه