جوینده گوینده است و یابنده خاموش

تقویم صبورا

بنی آدم اعضای یکدیگرند ؟

خدایا تویی در جهان رهنمای

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند

چوعضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

نماند قرار !!! بماند قرار!!! می ماند قرار!!! خوب هم می ماند قرار...

جناب سعدی!

ای کاش این شعر را تغییر می دادید ، آخه می دونید جناب ، الان تاریخ مصرف این شعر تمام شده ، همه چیز عوض شده ، الان دوره این حرفها نیست ، کدام بی قراری، الان هرکسی به فکر خودشه ، هر کسی که ادعا می کنه من دلم برای بقیه می سوزه ، دروغ میگه !

ببخشید ، چی فرمودین ؟

ـ هستندآدمهاییکه هنوزم به فکر بقیه باشند، دلشون به عشق همنوع بتپه!؟

نه استاد ، قبول کنید که اگه قرار بر تپیدن دل باشه ، فقط برای کسانی می تپه که در رفاهند ، چه می دونم غم و غصه ندارند .

الان همه چشمها عادت کردند به نگاه کردن و ندیدن !!!

همه گوشها عادت کردند به گوش کردن و نشنیدن !!!

حالا متوجه شدین چرا اصرار دارم شعر ”بنی آدم “ تغییر کنه ؟

ببخشید ، چی فرمودید؟ نمی شه ؟

خب جناب استاد ، وقتی دختر چهارده ساله ای از شدت فقر مجبور میشه برای بستری کردن مادرش توی بیمارستان ،دست به هر کاری بزنه ، بازم باید ادعا بکنیم که اعضای همدیگریم .

دیدین استاد حق بامنه ، اگه من امروز متوجه این مطلب شدم ، و با شنیدن این ماجرا نفرت سراسر وجودم را گرفت ، خیلی های دیگه قبل از من به این نتیجه رسیدند، چرا باید ببینیم و فراموش کنیم ، چرا باید فقط به فکر خودمون باشیم . من خودم تا حالا چی کار کردم؟؟؟

استاد عزیز !

تنها شعر شما نیست که من بهش اعتراض دارم ، می خوام یواش یواش دنبال این باشم که واژه ”وجدان “ را هم حذف کنند ، اما نمی دونم باید به کی مراجعه کنم !!!

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند

چوعضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

آدمی؟؟؟

پانوشت:

الان که بعد از هفت سال نوشته هامو مرور می کنم ، از عصیان اون روزم از سادگی و پاکی روحم خنده ام میگیره، الان  اتفاقات بدتر از این هم تاثیری روم نمی ذاره ناراحت

   + صبورا ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ شهریور ۱۳۸٢
comment نظرات ()