پول خون

یواشکی از زیر پنجره سرک کشید تو دفتر ، بازرس داشت با آقا صولت می خندید.

نفسشو تو سینه حبس کرد، مطمئن بود که تو شهر خبر ندارن ،آقا صولت چه جور آدمیه.

می خواست به بازرس بگه که جون بچه ها در خطره.

یادش که می افتاد ، تو سرما، آقا صولت چه جوری بچه ها را مجبور می کرد ،ماشینشو بشورن ، دماغش تیر می کشید.

آقا صولت تنها معلم مدرسه شون بود.

می گفتن ، یه گلفروشی هم ، تو شهر داره.

زنشم ،آرایشگره ، ماه به ماه هم با دست دادگاه ،حقوق آقا صولتو ،از دسش می گیره.

اینا را دزدکی از خانم معلمای نهضت شنیده بود.

پدرش  می گفت که آقا صولت معتاده ، واسه نمره قبولی 4 تا تجدیدی ، یه کم تریاک ازش خواسته بود.

آقا صولت سر کلاس که می اومد ،به پیمان پسر جعفر می گفت ، مشق بچه ها را خط بزنه و ازشون بی سر وصدا درس بپرسه ،

اونوقت خودش سرشو می ذاشت رو میز و می خوابید.

وقتایی که سر وصدای بچه ها بلند می شد ، می فرستاد حیاط ،فوتبال بازی کنن.

پیمان می گفت ، باباش گفته ، آقا صولت شبا بنزین قاچاق می کنه ، واسه همینه که صبحها خوابش می یاد.

خیلی روزا، آقا صولت کل سهمیه شیر بچه ها  رو می ذاشت پشت ماشینشو با خودش می برد.

آقا صولت همیشه می گفت، هر کی مشقشو ننوشته باشه ، باید یه بسته سیگار بهمن براش بخره وبیاره ، و گرنه باید شلنگ بخوره.

یه روزایی هم  ،آقا صولت به مبصر می گفت که از بچه ها جریمه بگیره، هر کی هر چقدر میخواست می داد ، از پنجاه تومن بگیر تا دویست تومن.

دوباره ، از پشت شیشه سرک کشید ، آقا صولت درو برای بازرس باز کرد.

بازرس که اومد بیرون، آقا صولت هم دنبالش اومد.

کاش می ذاشت بازرس تنهایی بیاد وسوار ماشینش بشه .

تو فکرش اون ماشینو با ماشین قراضه آقا صولت مقایسه کرد.

بعد دوباره  که یادش افتاد ، اخرین باری که ماشین آقا صولت روش نشده بود ،چه طوری سر عیسی ،داد کشیده بود وگفت بود :" من پول خون شما ها را می دم تا از شهر بیام بهتون درس بدم .می فهمین پول خون شماها را می دم."

اینبار تمام تنش لرزید .

بازرس ماشینشو روشن کرد ، اخرین حرفاشو با آقا صولت زد و حرکت کرد.

اینم ،تصمیم گرفت پشت سر ماشین بدوه و بغل جاده بازرسو نگه داره. اونوقت دیگه آقا صولت نمی فهمید که کی اونو لو داده ،میخواست به بازرس بگه که آقا صولت وقتی ماشین نمی یاره ، خون بچه تنبلا را می کشه ومی بره شهر می فروشه و کرایه ماشین میده.


(<script language='javascript' type='text/javascript'>document.write(get_cc(1934869))</script>)