P.S. I Love You

یک سال و نیم پیش ، یه شب نشسته بودم پای تلویزیون و داشتم کانال های نمایش فیلم را عوض می کردم ، همسرم هم با کمی فاصله با لپ تاپش مشغول بود.

سرسری یکی دو صحنه از هر فیلم تماشا می کردم و کانال را عوض می کردم.

اما ، یه صحنه از این یکی کافی بود تا نتونم یه لحظه ازش چشم بردارم.

گری مرد جوانی که عاشق همسرش هولی بود ، برای خوشحال کردن همسرش تو اتاق خواب نمایش راه انداخته بود.

حس خوبی از تماشای اون صحنه به هم دست داد.نمی دونم چند باربی اختیار با لبخند به صورت همسرم دزدکی نگاه کرده بودم که ، متوجه شد حس همذات پنداری ام به جوش اومده که با خنده بهم گفت :" انگار از فیلم خوشت اومده ؟"

با خوشحالی گفتم :"آره ، خیلــــــــــی ! بیا تماشا کن "

 یه چند دقیقه ای اومد نشست پیشم بعد گفت :" یه کم کار دارم ، اونا راانجام بدم ، بقیه شو تو برام تعریف کن. "

دلم میخواست کنارم باشه وبا هم فیلم را تماشا کنیم .

اما رفت.

فیلم که تموم شد ،رفتم کنارش و دستمو بردم لای موهای مجعدش وگفتم خیلی قشنگ بود و گونه شو بوس کردم ، هنوز تو حال وهوای تماشای فیلم بودم . دستمو گرفت و گفت :"خب موضوع فیلم چی بود؟" برام تعریف کن.

گفتم :

 "گری یه پسر ایرلندی خوش قیافه بود و هولی یه دخترتوریست آمریکایی ، که دانشجوی هنربود و برای مدت کوتاهی با دوستانش به ایرلند اومده بود و تو اون سفر به هم علاقه مند میشن و گری ایرلند را برای زندگی با هولی ترک می کنه وبه امریکا می ره. "

بعد فکر کردم اون همه هیجان ونکات ظریف فیلم را چه طوری براش تعریف کنم ،حیف که فیلم را از دست داد ، حتما باید فیلم را تماشا می کرد.

بعد اضافه کردم :" گری بیماری لاعلاجی می گیره وبرای اینکه هولی ناراحت نشه اونو در جریان نمی ذاره. می میره ، ولی اونقدر هولی را دوست داشت که برای اینکه هولی بعد از مرگش گوشه گیر نشه و بتونه تنهایی روی پای خودش بایسته و زندگی طبیعی شو دنبال کنه ، یه سری نامه از قبل می نویسه و برنامه ریزی میکنه که نامه ها به دست هولی برسه ،اولین نامه روز تولد سی سالگی هولی بدستش می رسه و بعد از اون هولی سعی می کنه به برنامه هایی که گری براش ریخته بود عمل کنه و.... وااااای خیلی قشنگه فیلم ....خیلی "

با خنده به صورتم نگاه کرد وگفت : "واسه اینکه پسره مرده قشنگه ؟..."

گفتم : "اه ، یعنی چی ؟"

گفت:"پس چی ؟ نکنه اینکه حتی بعد از مرگشم عاشق زنش بوده ،قشنگه؟...،امان از دست شما زنا "

گفتم :" اصلا من می رم بخوابم ..."

با خنده گفت:"باشه حالا قهر نکن ، اگه فیلم دوباره پخش شد ،با هم تماشاش می کنیم ،تا ببینم کجاش قشنگه ..."

بیا حالا بغلم

.

.

.

شش ماه ونیم پیش ، یه شب ،بعد از خوابوندن دخترم ،نشستم پای تلویزیون وداشتم کانال های نمایش فیلم را عوض می کردم ، که دیدم داره اون صحنه از فیلم را نشون می ده که ، گری تو نامه از همسرش خواسته بود بره ، تو اون کافه ای که یه بار بعد از آواز خوندن گری (گری صدای خوبی داشت و خوب گیتار می زد) هولی برای اینکه به گری ثابت کنه اونم می تونه بخونه وخونده بود ، دوباره بخونه !

خوشحال شدم ،همسرم  با کمی فاصله با لپ تاپش مشغول بود. گفتم :" بیا P.S. I Love You را می ده "

خندید وگفت : " اممم ، خوبه ". یه چند دقیقه ای نشست کنارم وبعد پاشد وگفت :" فیلم زنونه ایه "

گفتم :" نخیر خیلی هم مردونه است " واخمام رفت تو هم .

با خنده سرشو تکون داد وگفت :" ولی دختره زیاد خوشگل نیست ، تو از اون خوشگل تری ."

فکر کردم الان باید یه لبخند ملیح به صورتش بزنم واخمامو باز کنم.

بعد با خودم فکر کردم :" چه اواز قشنگی !"

گفتم:" عزیزم این آهنگو برام دانلود می کنی ؟ ..."

گفت :"باشه بذار ببینم .."

هم آهنگ P.S. I Love You را دانلود کرده بود ، هم اون آهنگ بومی ایرلندی را...

آه ، کاشکی با هم فیلم را تماشا می کردیم.

چند روز پیش داشتیم غذا می خوردیم ، دوباره اون فیلم پخش شد.

همون صحنه ای بود که هولی اولین بار توایرلند دنبال پارک ملی ...می گشت و راه را بلد نبود و گری را تو راه ملاقات می کنه ، گری راه را بهش نشون می ده و هولی هم با سادگی که از یه دختر بچه سر می زنه شروع می کنه به یه ریز حرف زدن و از زندگی ورشته اش برای گری می گه ،از هنر وخلق کردن میگه و اینکه اصلا مهم نیست چیزی که خلق می کنی چیه ؟ میتونه یه جوراب باشه یا... ولی باید یه چیزی خلق بکنی ... و ما بین صحبتهاش  از گری که با دقت به هولی که عقب عقبکی در مسیر جاده می رفت وتا رو در رو با گری حرف بزنه ، می پرسه تو متوجه حرفای من شدی؟ و گری می گه :" البته ، تو میخوای یه جوراب نقاشی کنی ."

بعدها گری تو نامه اش برای هولی می نویسه :" که اون روز حتی یه کلمه هم از حرفات متوجه نشدم ، ولی همون لحظه بود که احساس کردم عاشقت شدم."

و تو یه نامه دیگه برای هولی می نویسه که هولی تو همونطوری که می خواستی ، یه هنرمند شدی تو منو خلق کردی ، منی که شایسته عشق تو باشم.

گفتم :" عزیزم من از این صحنه فیلم خیلی خوشم می یاد ."

اینبار خیلی محکم و مهربون گفت:" خب وقتی تو خوشت بیاد باید فیلم قشنگی باشه ،بیا با هم تماشا کنیم."

انگار که بار اوله بهش پیشنهاد دادم این فیلم را تماشا کنه .

حس خوبی بود.

فیلم قشنگی هم بود.

حتی اواخر فیلم ، وقتی دوست گری ،هولی را بوسید(همدیگه را نمی شناختن ) وهولی با اضطراب صورتشو عقب کشید و گفت که هنوز نتونسته با مرگ شوهرش کنار بیاد و دوست گری به شوخی گفت : که با این وضع بوسیدن ، عجیب نیست که شوهرت مرده ...

هر دو خندیدیم .

شاید یاد بوسیدن من افتادیم.

هر دواز تماشای فیلم لذت بردیم.

اینبار خودش آهنگهای فیلم را برام دانلود کرد وبا خنده گفت :

P.S. I Love You

اینم یه لینک در مورد فیلم

 

 

 

 

 

 

 

 

 


(<script language='javascript' type='text/javascript'>document.write(get_cc(5398406))</script>)