شیر دادن

انگار داشت امتحان شفاهی می داد ،بدون هیچ احساسی تندتند توضیح می داد.

انگشت شست بالای سینه ، بقیه انگشتها زیر سینه ...

با خودم فکر کردم ، چه قدر بی احساسه ، کار به این مهمی را چقدر بی علاقه انجام می ده ...حتی صبر نکرد یه بار امتحان کنم ببینه درست شیر می دم یا نه !

پرستار بیمارستان را می گم ...

خیلی بی احساس بود .

باید مادرشوهرمو  می دید  که چطور با احساس یادم می داد ، چه طوری نی نی را شیر بدم ، یا عمه را ، یا مادرشوهر خاله را ،یا همسایه مامان اینا را ...

 که موقع شیر دادن نی نی همون روازی اولی که  دور ازچشم بقیه دخترمو شیر می دادم ،مچمو می گرفتن و با علاقه برام توضیح می دادن که ببین عزیزم ، انگشتاتو اشتباهی گرفتی ، و انگشتای دستمو روی سینه ام جابه جا می کردن و تاکید میکردن که همین طوری ادامه بدم.

منم بهشون نمی گفتم که مدل قیچی زدن انگشتا موقع شیر دادن باعث می شه شیر کمتری به بچه برسه .

با شرمندگی ازشون تشکر می کردم ، اونا هم خوشحال از اینکه نی نی را از گرسنگی نجات دادن و یه چیزی بهم یاد دادن ،با رضایت مشغول تماشای من می شدن...

شاید خیلی فرق باشه بین آموزش درست بدون علاقه و آموزش نادرست با علاقه ، اما هر دو مدلشم تاثیر گذاره .

 خاطرات زایمان دخترم(فرزند اول)

خاطرات زایمان پسرم(فرزند دوم)

خاطرات زایمان دخترم(فرزند سوم)


(<script language='javascript' type='text/javascript'>document.write(get_cc(4425775))</script>)