جوینده گوینده است و یابنده خاموش

تقویم صبورا

 
صبح اکثر روزهای من اینطوری شروع میشه
نویسنده : صبورا - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
پیش بینی مکالمه روزمره
نویسنده : صبورا - ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ تیر ۱۳٩٢
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
یاد گرفتی؟
نویسنده : صبورا - ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
 

انگار داشت امتحان شفاهی می داد ،بدون هیچ احساسی تندتند توضیح می داد.

انگشت شست بالای سینه ، بقیه انگشتها زیر سینه ...

با خودم فکر کردم ، چه قدر بی احساسه ، کار به این مهمی را چقدر بی علاقه انجام می ده ...حتی صبر نکرد یه بار امتحان کنم ببینه درست شیر می دم یا نه !

پرستار بیمارستان را می گم ...

خیلی بی احساس بود .

باید مادرشوهرمو  می دید  که چطور با احساس یادم می داد ، چه طوری نی نی را شیر بدم ، یا عمه را ، یا مادرشوهر خاله را ،یا همسایه مامان اینا را ...

 که موقع شیر دادن نی نی همون روازی اولی که  دور ازچشم بقیه دخترمو شیر می دادم ،مچمو می گرفتن و با علاقه برام توضیح می دادن که ببین عزیزم ، انگشتاتو اشتباهی گرفتی ، و انگشتای دستمو روی سینه ام جابه جا می کردن و تاکید میکردن که همین طوری ادامه بدم.

منم بهشون نمی گفتم که مدل قیچی زدن انگشتا موقع شیر دادن باعث می شه شیر کمتری به بچه برسه .

با شرمندگی ازشون تشکر می کردم ، اونا هم خوشحال از اینکه نی نی را از گرسنگی نجات دادن و یه چیزی بهم یاد دادن ،با رضایت مشغول تماشای من می شدن...

شاید خیلی فرق باشه بین آموزش درست بدون علاقه و آموزش نادرست با علاقه ، اما هر دو مدلشم تاثیر گذاره .

 


 
 
یادم باشد
نویسنده : صبورا - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٢
 

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
راهی نروم که بیراه باشد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
همه چیز رو به راه و بر وفق مراد است و خوب
تنها
تنها دل ما دل نیست